رفتی،آهسته گفتم بی خطر باشی مسافر...

رفتی آهسته گفتم بی خطر باشی مسافر

دوست دارم با دعایم همسفر باشی مسافر

اشکهایم را برایت پست خواهم کرد روزی

دوست دارم یاد این چشمان تر باشی مسافر

بی تو من هم یک غریبم/غربت آنجا نیست تنها

باید از احساس قلبم با خبر باشی مسافر

باز میگردم به خانه با تو و با خاطراتت

با منی حتی اگر هم در سفر باشی مسافر

من به تو نزدیک نزدیکم به لطف خاطراتت

با منی حتی اگر هم دور تر باشی مسافر

یک نفر آهسته در زد/میدوم...

شاید تو حالا پشت در باشی مسافر.......................

/ 0 نظر / 19 بازدید